محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1628
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
بيت واعظى بر فراز منبر گفت * كه چو پيدا شود سراى نهفت سينه كردن - تيرى كه اندازند اگر بر زمين آيد و بازخيز كند گويند سينه كرد . چنان كه « 1 » مولانا قمى فرمايد : بيت كنون كه تير فلك سينه كرد سينه بدزد * بجست برق بلا نم در آبگينه بدزد و بمعنى تفاخر كردن نيز آيد : بيت سينه مكن گرچه سمنسينهاى * زانكه همه مهر نهاى كينهاى سايهپرورد - كنايه از آسوده باشد و مشقتناكشيده باشد و در فرهنگ كنايه از مفتخوار « 2 » نيز باشد . مثال اول حافظ شيراز گويد : [ بيت ] گفتمش بگذر زمانى گفت معذورم بدار * سايه پروردى چه تاب آرد غم چندين غريب و شيخ سعدى نيز فرمايد : [ بيت ] سايهپرورد را چه طاقت آن * كه رود با مبارزان بجدال سبكسايه - كنايه از گذرنده و كمبقا باشد . سبكسران - كنايه از اصحاب قلوب . و بمعنى فرومايگان و سفيهان نيز باشد . سبو شكستن - كنايه از نوميد شدن باشد [ 1 ] . سرآمدن « 3 » - كنايه از آخر شدن « 4 » باشد . مثالش شيخ سعدى گويد : [ بيت ] يكى را اجل بر سر آورد جيش * سرآمد برو روزگاران عيش و كنايه از مهتر « 5 » شد و سردار شد نيز باشد . مثال
--> ( 1 ) - اصل : چنانچه . ( 2 ) - اصل : هفتخوار . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 3 ) - اصل : سر آوردن . ( متن تصحيح قياسيست براساس شعر شاهد ) . ( 4 ) - « س » : شد . ( متن از « غ » است ) . ( 5 ) - اصل : بهتر . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 1 ) و شراب بريختن و منع شراب كردن ( برهان ) .